وبلاگ تخصصی زبان وادبیات فارسی رودکی
مهدی باقرپوردبیردبیرستان های خرم آبادومدرس دانشگاه آزاداسلامی وپیام نوراستان

 
تاريخ : پنجشنبه پانزدهم مهر 1389

مقدمه

     دراين فصل ابتدا تعاريفي چند ازقافيه را كه دركتب بزرگان ادب آمده است،نقل مي كنيم سپس به بررسي رديف وكليات مربوط به علم قافيه مي پردازيم.

قافيهRhyme/Rime

      قافيه در لغت به معني از پي رونده است ودر اصطلاح ادب فارسي به كلماتي گفته مي شود كه در آهنگ وحرف آخر با هم مشترك باشند.قافيه در شعر سنتي فارسي نقش مهمي دارد چنان كه بسياري در تعريف شعر گفته اند :شعر كلامي است موزون ومقفا.شمس قيس در المعجم مي گويد : سخن بي قافيت را شعر نشمرند اگر چه موزون افتد .

تعريف قافيه: قافيه به كلماتي گفته مي شود كه در آخر ابيات ومصراع ها مي آيد و آخرين حرف اصلي آنها يكي است به شرط آن كه عيناًبه يك معني تكرار نشوند.هرچه تعدادحروف مشترك بيشتر باشد موسيقي شعر بالاتر است .

تعاريف ديگر قافيه

    آخرين كلمه ي نامكرر پايان بيت يا مصراع كه دريك ياچند حرف اصلي آخركلمه با هم مشترك باشند. يكسان بودن آخرين جزء كلمات پايان يك مصراع يا بيت به شرط آنكه عيناً به يك معني تكرارنشده باشند.

      در شعرزير كلمات:فشان،جوان،نگران،نعره زنان،ضمان،آن و روان واژه هاي قافيه هستند زيرا تمام اين كلمات در حروف ((ان)) مشترك هستند.

نفس باد صبــــا مشك فشان خــــواهد شد                 عـــــالم پير دگر باره جــوان خواهــد شد

ارغــــوان جام عقيقي به سمن خواهــد داد                  چشم نرگس به شقــايق نگران خــواهد شد

اين تطاول كه كشيد از غـم هجـران بلبـــل                  تا سـرا  پرده ي گل نعـــره زنان خواهد شد

اي دل ار عشــرت امـروز به فــــردا فكـني                مايه ي نقد بقـا را كـه ضمان خواهــــد شد

گل عزيز است غنيمت  شـمريدش صحبت                     كه به باغ آمد از اين راه و از آن خواهد شد

حافظ از بهر تو آمـــــد سوي اقليم وجود                     قـدمي نه به وداعش كه روان خواهـــد شد

 

تاثيرات قافيه در شعر :

1-در تاثير بخشي و زيبايي شعر نقش بسزايي دارد .

2-تكميل كننده وزن است و آهنگ بر خاسته از شعر را تكميل مي كند .

3-در هر بيت مانند نشانه اي،پايان يك قسمت و شروع قسمت ديگر را نشان مي دهد.

4- علاوه بر تاثير موسيقايي،به تنظيم فكر و احساس شاعر كمك مي كند.

5-به شعر استحكام مي بخشد.

6- مصراع ها و بيت ها را از هم جدا مي كند.

7- قالب شعر را مشخص مي كند.

8-تلفظ صحيح كلمات را درادوار مختلف نشان مي دهد.

رديف:

      رديف: به كلمه يا كلماتي گفته مي شود كه پس از قافيه عيناً به يك معني تكرار مي شوند . رديف مي تواند يك كلمه يا يك جمله باشد .

به شعري كه داراي رديف باشد ((مُرَدَّف)) مي گويند. در بيت زيرازحافظ واژه ي ‹‹خواهد شد›› كه عيناًبعدازقافيه به يك معني تكرار شده،رديف است .

نفس باد صبــــا مشك فشان خــــواهد شد                   عـــــالم پير دگر باره جــوان خواهــد شد

 

نكته:اگردربيتي دو واژه ازنظرلفظ وشكل ظاهري همانندباشندولي درمعني متفاوت باشند،قافيه اند نه رديف.مثلادربيت زيراز فردوسي واژه هاي ((روان))،((روان))درمصراع اول ودوم قافيه هستند نه رديف زيرا به دو معني استعمال شده اند. و جناس تام ساخته اند.

     خرامان بشد سوي آب روان                       چنان چون شده باز جويد روان           

همچنين در بيت زير از سعدي واژه هاي قافيه «شام وشام»داراي جناس تام هستند.

گدارا چوحاصل شود نان شام   چنان خوش بخسبد كه سلطان شام

بوستان سعدي

 

رَوّي:

       قافيه در اصل يك حرف است وآن آخرين حرف اصلي قافيه است كه آن را رَوّي مي گويند. رَوّي مشتق از روا باشد وآن رسني است كه بدان بار شتربندند.پس همچنان كه باآن رسن، بار شتربسته مي شود،بدان حرف نيز،شعربربسته مي گردد.وبي حرف روي شعردرست نبودوتكرارآن لازم باشددرهمه ي بيت ها به جاي معيّن وبايدكه ازنفس كلمه بودچون «ر» دركلمات «قمر»و«شكر».[1]

 اي دوست! شكربهتر، يا آنكه شكرسازد؟                     خوبيِ قمربهتر ،يا آنكه قمرسازد؟ 

مولوي

 ان كه رسواخواست مارا،پيش كس رسوا مباد   وآن كه تنهاخواست مارا ،يك نفس تنها مباد

   سيمين بهبهاني

تعيين رَوّي:

     براي تعيين رَوّي بايد حروفي را كه زايد براصل كلمه است،كنارگذاشت.حروف زايد براصل كلمه عبارتنداز:نشانه هاي جمع(ان،ها،ات،ون ،ين) ، ضماير پيوسته ، نون مصدري وپسوندها.

    كلمات قافيه در حرف رَوّي مشتركند.هرگاه بعدازرَوّي ،حرف يا حروفي بيايند،آن حرف يا حروف نيز بايدعينا تكرارگردند.ازاين رومي توان حرف رَوّي را به وسيله ي قافيه هاي شعر،به آساني تشخيص داد[2].

اساس قافيه:

    اساس وبنيان قافيه حرف رَوّي است.يعني حتماً بايدحرف رَوّي در همه جا يكي باشد.علاوه بررَوّي رعايت حروف پيش از آن وبعد از آن نيز الزامي است.وبايد آنها را شناخت.

قواعدقافيه

     حدااقل حروف مشترك لازم براي قافيه تابع دوقاعده است:

    قاعده ي اول-هريك ازمصوت هاي بلند « ا a » و u« و» به تنهايي اساس قافيه قرارمي گيرند[3].مثلاًدربيت زيرواژه هاي « ما» و« تمنا» هم قلفيه هستندوحرف مشترك قافيه تنها مصوت بلند« ا » است:

سال ها دل طلب جام جم از ما مي كرد   وآنچه خود داشت زبيگانه تمنا مي كرد

يادربيت زير كه مصوت بلند« و»u به تنهايي اساس قافيه است:

اي چشم تودلفريب وجادو        درچشم توخيره چشم آهو

قاعده ي دوم

   هرمصوت با يك يا دوصامت بعدش قافيه قرارمي گيرد:

كي شعرترانگيزدخاطركه حزين باشد       يك نكته ازاين معني گفتيم وهمين باشد

در اين شعر مصوت بلند«ي» وصامت « ن»(In)حروف قافيه هستند.

مزرع سبزفلك ديدم وداس مه نو           يادم ازكشته ي خويش آمدوهنگام درو

مصوت كوتاه –ُ +صامت و (ow)

ودربيت زير(اشت) (ast)حروف مشترك قافيه است:

كسي دانه ي نيك مردي نكاشت      كزو خرمن كام دل برنداشت




[3] -مصوت بلند « ي» به تنهايي حرف قافيه قرارنمي گيرد.مثلاً واژه ي «بازي» با« معني» قافيه نمي شود.امّا بعضي ازشاعران به ندرت « ي» راتنها حرف قافيه قرارداده اند: گاه توبه كردن آمدازمدايح وزهجي             كزهجي بينم زيان وازمدايح سود،ني    (منوچهري)



ارسال توسط مهدی باقرپور

اسلایدر

خرید شارژ

خرید فیلم

خرید سریال